نوجوانی دورهای است که فرد از دنیای کودکی به دنیای بزرگسالی وارد میشود. در این دوره، تغییرات عمدهای در فرد ایجاد میشود که شامل تغییر و تحول جسمانی و هورمونی از یکسو و تغییر در نقشها، افزایش مسئولیتها در خانواده و جامعه از سوی دیگر است؛ یعنی تغییرات ظاهری و درونی باهم همراه میشوند. پیامدهای کوتاهمدت دوران بلوغ ممکن است بیشتر از آنکه به نوجوان فشار بیاورد، خانوادهها را تحتفشار قرار دهد.
این مرحله، یکی از مراحل بحرانی در زندگی هر فرد است که عبور کردن موفق از آن نقش تعیینکنندهای بر سلامت روان و شخصیت فرد در دوران بزرگسالی دارد. بسیاری از مشکلات جسمانی، روانی، اجتماعی و رفتارهای ناسالم در بزرگسالی، ریشه در زمان نوجوانی دارند. هر چه خانواده آگاهی و درک بهتری از این دوره و چالشهای آن داشته باشند، بهتر میتوانند بستر مناسب را برای شکلگیری شخصیتی قوی و سازنده در نوجوان خود فراهم کنند.
یکی از مهمترین چالشهای خانواده در دوره کنونی وجود تفاوت در دیدگاهها و رفتارهای نوجوانان و والدین است. نسل جوان دیگر چندان خود را در چارچوب هنجارهای گذشتگان تعریف نمیکند و به دنبال الگوهای جدید زندگی برای خود است. برخی از تقدسها و هنجارهای گذشته میان جوانان کمرنگ یا از بین رفته است، به بیان دیگر ما شاهد کمترین اتفاق نظر بین دو نسل در زمینه فرهنگ عمومی نظیر معاشرت قبل از ازدواج، نحوه گذران اوقات فراغت و رفتارهای فرهنگی و مذهبی هستیم.
جوانان در جریان وسیع اطلاعات قرار گرفتهاند و اطلاعات آنان در دنیای پیشرفته در حال تغییر، موجب پیدایش پیدرپی ارزشهای نو گردیده است تا جایی که با نظریهها و دیدگاههای جدید آشنا شدهاند و به همان میزان سطح انتظارات و توقعات آنان افزایش یافته است.
زمینههای بروز تعارض بین والدین و فرزندان یعنی عدم توافق بر سر انتظارات، ارزشها، نگرشها، رفتارها، خواستهها. تفاوت نگرش و جهانبینی منجر به بروز تعارض در رابطه افراد با یکدیگر میشود. نتیجه تفاوت در نگرش و باور, نیازها، خواستهها، اهداف و ارزشهای افراد متفاوت بودن انتخابها و مطلوبها در زندگی و رفتار افراد میشود.
ویژگیهای نوجوانان در دوران بلوغ
هر فردی در هر دورهای از زندگی ویژگیهای مختلفی داشته که با دیگر افراد متفاوت میباشدکه سبب تجربیات متفاوت میشود. با این حال برخی از ویژگیهای نوجوانان در نوجوانی با یکدیگر یکسان بوده که سبب خواهد شد تا آنها تجربیات یکسانی نیز داشته باشند.
تمایل به مستقل شدن و احساسی بودن: اکثر نوجوانان در این دوران تمایل بسیاری برای مستقل شدن داشته و ممکن است درگیر مشکلات بسیاری با خانواده و دیگر اطرافیان خود شود. تصمیم به مستقل شدن در نوجوانان نوعی آمادگی برای تشکیل یک زندگی مستقل میباشد؛ در این دوران آنها با حس استقلال و همچنین آشنایی با هویت شخصی آشنا خواهند شد.
نقش والدین: انتظارات والدین از نوجوان باید متناسب با تواناییهای فرد باشد، داشتن توقعات بیش از اندازه به دلیل عدم آمادگی، استرس شدیدی در او ایجاد خواهد کرد. در مقابل خانواده نباید به نوجوان خود به چشم یک بچه نگاه کنند بلکه باید شرایط مسئولیتپذیری و استقلال بیشتر را برای او محیا سازند.
رشد فکری و دیدگاه نوجوان: نوجوانان در این دوران توانایی تصمیمگیری برای آینده خود و همچنین ترسیم اهدافشان را نیز دارند. یک نوجوان در دوران بلوغ به دلیل توانایی درک کردن شروع به شناسایی و بررسی موقعیتهای مختلف خواهد کرد .گاه برخی از نوجوانان توانایی تحمل نظرات والدین خود را نیز نداشته و ممکن است نظرات و عقیده آنها را نیز زیر سوال ببرند.
نقش والدین: نوجوان باید هدف و مسیر زندگی خود در آینده را تعیین کند. داشتن تحصیلات دانشگاهی، چگونگی تأمین اقتصادی و تشکیل خانواده از جمله مسائلی است که برای نوجوانان میتواند مبهم باشد. لذا والدین باید در این چالشها با فرزند خود همراه بوده و به نظرات آنها توجه کنند.
رشد جسمی و اجتماعی: بیشک تمامی افراد از تغییرات جسمی و یا رشد نوجوانان آگاه بوده و این مراحل را گذراندهاند؛ تغییرات دوران بلوغ در دختران و پسران متفاوت است. تغییرات بیولوژیکی و افزایش هورمونها در سن بلوغ میتواند بر روی رفتار فرد به طور مستقیم تأثیر بگذارد و باعث افزایش تمایلات و همچنین فعالیتهای جنسی در آنها شود.
نقش والدین: افزایش صمیمیت بین والدین و فرزندان و به دنبال آن آگاهیبخشی به نوجوانان در مورد نیازهای جنسی و مدیریت آن از اهمیت زیادی برخوردار است. با آموزش های صحیح در این زمینه میتوان آسیبهای احتمالی ناشی از روابط جنسی را کاهش داد.
هیجان و کسب تجربه: یک نوجوان در دوران بلوغ خود به دنبال کسب تجربههای مختلف میباشد؛ هر کدام از نوجوانان دوران بلوغ خود را منحصر به فرد و متفاوت تجربه خواهند کرد .در این مسیر نه تنها والدین بلکه ویژگیهای فرهنگی فرد نیز در رشد و گذراندن دوره بلوغ نوجوانان تاثیر خواهدگذاشت.
محدودیت ارتباط با والدین و اطرافیان: در این دوران حساس، ارتباط نوجوان با همسالان بیشتر و با والدین خود کمتر میشود. آنها حرف کمتری برای گفتن دارند، به پرسشهای والدین خیلی کوتاه پاسخ میگویند و دیگر رازهایشان را با آنها در میان نمیگذارند.
ایجاد برخی محدودیتهای غیرقابل توجیه، محیط خشن، نبود رابطه دوستانه بین والدین و فرزند، ترس از والدین و... از جمله مهمترین دلایل کمرنگ شدن ارتباط میان فرزند و والدین است که باید از آن پرهیز کرد.
تمایل بهتنهایی: نیاز به داشتن حریم خصوصی از دیگر خصوصیات این دوران است. نوجوانان تمایل دارند بیشتر وقت خود را در اتاقشان بگذرانند. شاید میخواهند با والدینی که مسائل آنها را درک نمیکنند، کمتر مواجه شده و پاسخ دهند.
بداخلاقی، کمحوصلگی و مسئولیتگریزی: در سنین بلوغ عصبانیت، زودرنجی، کمحوصلگی و کمتحمل شدن افزایش مییابد. نوجوانان از انجام مسئولیتها شانه خالی میکنند و شلختگی و بینظمی بهوفور در آنها دیده میشود.
بلوغ از دورانهای حساس زندگی بوده که نه تنها به کمک فرد و درک او بلکه به کمک والدین نیز آسان خواهد شد. فراهم کردن شرایط آرام و به دور از اضطراب برای نوجوان که در آن بتواند زمانی برای اندیشیدن و فضایی برای تجربه خودهای مختلف داشته باشد، بزرگترین کمکی است که میتوان برای آنها فراهم کرد. در واقع هرچقدر نوجوان بیشتر تحت فشارهای فرهنگی و اجتماعی قرار گیرد تا از کلیشهها و قواعد خاصی پیروی کند، دوران پرآشوب نوجوانی را به سختی طی خواهد کرد.
چند توصیه برای والدین
نوجوان میخواهد با یافتن علایق و کارهای جدید مستقل بودن خود را اثبات کند. والدین ممکن است به دلیل ناآشنایی با علایق فرزند خود، تصمیم بگیرند که از آن انتقاد یا بهسادگی از پاسخگویی به نیازهای فرزند خود چشمپوشی کنند که باعث دور شدن آنان میشود. پدر و مادر میتواند در مورد درخواستهای فرزند نوجوان خود سؤالاتی بپرسد و بهاینترتیب شناخت تفاوت سلیقه نهتنها به روشی برای نزدیکی بیشتر به هم بلکه باعث بالا رفتن عزتنفس نوجوان خواهد شد.
از تخریب شخصیت فرزند خود در زمان مشاجرات خانوادگی پرهیز کنند. گاهی انتقاد از یک حرکت اشتباه جوان و یا محکوم کردن او بهجای اینکه انگیزهای برای تغییر ایجاد کند باعث افزایش حالت دفاعی آن فرد در برابر والدین میشود تا بتواند از درد اتهام وارده بکاهد.
اگر والدین از کاری که از نوجوان سرزده یا انتخابی که کرده ناراحت هستند، فقط در مورد آن موضوع صحبت کنند، انتقاد بهطورکلی و در مورد همه کارها، آن را در حالت دفاعی قرار میدهد.
نوجوان در این سن دوست دارد همیشه توضیح دهد، صحبت کند و ابراز عقیده کند. همین موارد باعث ارتباط و شناخت بیشتر از نوجوان میشود، چنانچه پدر و مادر وقت و حوصله بحث نداشته باشند، نمیتوانند از مسائل و نیازهای فرزند خود مطلع شوند و از فرزند خود دور میشوند. شنیدن بخشی از ارتباط برقرار کردن است و والدین خسته از کار هیچگاه ارتباطی صحیح با فرزندان نخواهند داشت. چنانچه میخواهید با نوجوان خود ارتباط برقرار کنید، ضمن ایجاد زمینه برای گفتوگو به صحبتهای آن گوش دهید. بهتر است والدین زمانی را برای گذراندن با نوجوانشان کنار گذاشته و در آن زمان به گپ و گفت و گو با وی بپردازند. هنگامی که نوجوان از مسئلهای انتقاد میکند یا هیجانی پاسخ میدهد، درک و همدلی والدین بسیار راهگشا خواهد بود.
توجه بیشازاندازه به کارهای نامناسب نوجوانان موجب میشود که فرزند شما باور کند که چیزی جز مجموعهای از رفتارهای اشتباه نیست. ازاینرو چنانچه از کارهای خارج از عرف او انتقاد میکنید، برای انجام کارهای خوب او را تشویق کنید.
والدین توجه کنند بخشی از هویت اجتماعی فرزندانشان در همراهی آنها با دوستان ازجمله همکلاسیهای شکل میگیرد. از دوستان فرزند نوجوان خود باید استقبال کرد تا در کنار و با نظارت خانواده، دنیای اجتماعی مستقل ایجاد و به یکدیگر نزدیکتر شد.
نوجوانان مانند سایر دورههای رشدی دیگر نیاز به محبت و تایید والدین خود دارند. بهتر است والدین در این دوران راهکارهای دیگری غیر از در آغوش کشیدن برای نشان دادن محبت خود به فرزندشان پیدا کنند. بدانند که نوجوانشان، کودک دیروز نیست و باید رفتارشان را تغییر دهند. اکثر والدین در این برهه با فرزندانشان دچار تناقض میشوند.
دوری کردن از سرزنش، نصیحتهای نابجا و تحقیر کردن نکته حائز اهمیتی در این دوران میباشد. علاوه بر این باید متناسب با سن نوجوان از وی توقعات و انتظاراتی داشت. یعنی نوجوان نه آنقدر بزرگ است که بتوان به او به طور کامل مثل یک فرد بالغ حساب کرد و نه یک کودک است که دائما نیاز به مراقبت داشته باشد. تنها نظارت کلی والدین اکتفا میکند. آگاهی والدین از رفتار صحیح با نوجوان برای حل بحران نوجوانی ضرورت پیدا میکند.
گردآوریکننده: سیده مریم خادمی
گرافیست: فاطمه معجری
ارسال نظر